شازده توپولی**ارشیا***
سلامممممممممممممم دوستای گلم
من رعنام...خاله ی ارشیا کوچولو
البته خاله ی واقعیش نه...چون دوست مامانشم قرار شده هر وقت ب دنیا اومد بهم بگه خاله
الهییییییییییییییییی فداششششششششششششش
بذارین واستون بگم چی شد که فهمیدم دوست عجیجم بارداره
یه روز که خیلی دلم گرفته بود پاشدم تا ب بهترین دوستم فرزانه که آبجی فاطمه مامان ارشیا کوچولو باشه بزنگم
وقتی ب رزانه زنگیدم و کلی باهم حرفیدیم...فرزانه جونم یهو گفت :::کرعنا ی خبر خوب دارم واست..مژدگونی میخوام
منم که تو این غمو غوما منتظر یه خبر خوب بودم...قبولیدم
فرزانه گفت:::رعنا من دارم خاله میشم
از خوشحالی داشتم بال درمیاووردم
واااااااااااااااااااااااااااااای خدایا یعنی فاطمه ی عجیجم داشت مامان میشد و ی نی نی میاوورد واسمون!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
خدایا شکرت
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

شازده توپولی**ارشیا***
