خوشملترین هدیه ب مامان و بابا

اولین بار***

1391/8/22 20:02
نویسنده : خاله رعنا
235 بازدید
اشتراک گذاری

سلام ارشیا کوچولوی من

چند روز پیش اومده بودم پیش مامانت و میخواستم واسه بار اول ببینم که تو مامانی رو چ شکلی کرده بودی

من اونروز تا عصر مزاحم مامانی و خاله فرزانه و سما جونم بودم...و خدایی خیلیییییییییییییی دلم واسه

سه تاشون تنگیده بود

وقتی رسیدم بعد از پذیرایی و سلام و احوال پرسی کردن با مامانا

شیطونی زد ب سرمون

بعد از ناهار که مامان سما جون درست کرده بودن و خیلییییییییییی هم خوشمزه شده بود

و من کلی خوردم....اومدیم خونه مامان بزرگت که مامانی هم اونجا بود.....و شروع کردیم ب شیطونی کردن و خندیدن.....

سر یه موضوعی که خاله فرزانه درست کرد انقدر خندیدیم که مامانی که داشت هندونه میخورد آب هندونه پرید تو گلوش

شروع کرد ب سرفه کردن همه که تو حال خندیدن بودن اصلا حواسشون نبود که مامانی رفته رو حیاط منم یهو عصبی شدمو گفتم 

بس کنیننن.....فاطمه دلش درد گرفته

یهو همه ساکت شدن باز دوباره زدیم زیر خنده

خلاصه برات بگم که اونروز خیلیییییییییییییییییییییی بهمون خوش گذشت  آخر کار مامانی خیلییییییی خسته شده بود

سما و فرزانه و فاطمه دممون گرم که انقده خوشیم

 

ولی اینو بگم من اگه این سه تا دوست رو نداشتم خیلییییییییییییییییی بد بود برام

                                           خدایا شکرت  

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)